پارت پنجاه و دوم :
حرف دیگرى نزده بود. توضیح دیگرى نداده بود. نگفته بود چرا باوجودىکه هنوز طلاقش محضرى نشده، از خانه بیرون زده. همیشه همینطور بود و گیتى عادت داشت کنار او باشد با حفظ فاصلههایى که اگر برمىداشت یعنى از دست دادن نگار براى همیشه.
چند روز در خانهى او مانده بود و صبح تا شب دنبال خانه گشته بود. گیتى یک آخر شب بهش پیشنهاد پول داده بود. البته که نگار رد کرده بود: اونقدرى دارم که بتونم یه
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Zahra
1آره دیگه میگه برام پیداش کن تا یکبار دیگه آرامشش رو بهم بریزم